امروز بیش از هر زمانی نام ایران در صدر اخبار جهان خود نمایی می کند و این موضوع هم خودش مایه مباهات بعضی ها !! که توانسته اند با عملکرد و رفتار و گفتار شان به این مهم دست یابند!به هر حال …از عالم سیاست و سیاست بازی های اخیر هم که بکذریم باز هم نام ایران را در صدر می بینیم اما این بار در هنر و آن هم در عالم سینما.شاید همه چیز از خبر اکران فیلم سنمایی 300 شروع شد، و باز هم نام ایران را متوجه جهانیان کرد هر چند که ما ایرانی ها را، که همواره به فرهنگ و تاریخ خود می بالیم را دچار شکی وحشتناک نمود و اکران فیلمی نوشته فرانک میلر(نویسنده ، بازیگر و کارگردان امریکایی) که پیش تر به واسطه کمیکاستریپهایش شناخته شده است و به کارگردانی ژاک اسنایدر Zack Snyder که هنوز کارگردانی نه چندان مشهور است (که البته با 300 جهانی شد!) شرایط را برای مطرح شدن دوباره نام ایران فراهم ساخت! فیلمی به نام 300اما چه شد که نام ایران مطرح شد؟ آری ،جناب میلر در خیالات خودشان به تاریخ سفر کرده اند و در پی به تصویر کشیدن تاریخ به سراغ ایرانی ها رفت و لشکر کشی سپاهیان خشایار شاه هخامنشی به یونان به روی کاغذ آورد و … نبرد هزاران سرباز ایرانی با 300 نفر از لشکریان یونان آن روزگار.که البته تمام هم و غم جناب نویسنده و کاگردان فیلم در به تصویر کشیدن چهره ای وحشی ، خون ریز و سفاک از ایرانیان معطوف شده و با استفاده از بهترین امکانات و زیباترین بازیگران (یونانی ها ) و جلوه های ویژه بسیار قدرتمند بهره ها برده تا این وحشی گری و تجاوز گری ایرانیان و البته مقاومت و خردمندی سربازان یونانی را در کمال هنری اش به مخاطب خود نشان دهد.به هر حال ساخت این فیلم واکران آن بر پرده سینماهای امریکا مورد توجه کارشناسان و منتقدین هنر هفتم نیز قرار گرفته که کارشناسان با توجه به خوش ساخت بودن این فیلم استقبال بسیار خوب مردم از 300 را نیز در پیش بینی های خودشان گنجانده اند. فیلمی که با تحریف کامل تاریخ و البته بدون هیچ مطالعه تاریخی (منتقدین سینما ی امریکا نیز به این نکته ازعان دارند) بدترین چهره از تاریخ ، فرهنگ و مردمان کشوری همچون ایران را به تصویر کشیده است.هر چند که اکران این فیلم با واکنش بسیار شدید ایرانی های سراسر جهان مواجه بود (و هست ) و این واکنش های منفی نسبت به این فیلم فقط محدود به ایرانی ها نشد و حتی یونانی ها نیز به این فیلم و تحریف تاریخ در آن واکنش های متقابلی (نه به شدت ایرانی ها ) از خود نشان داده اند.
خب …حرف ما چیست؟!
از اکران این فیلم و حاشیه های آن که بگذریم با مسئله مهم تری روبرو خواهیم شد که بدون شک ریشه در رفتار ها و برخوردهای سیاست کاران داخل کشور برمی گردد! ضرب المثل های معروفی هست که عملکرد های بد ما را همواره بر سر ما مردمان بی خیال و بی تفاوت ایران امروز چون پتک فرود می آورد . شاید خودتان می دانید و یا بسیارخوانده و شنیده اید که : از ما ست که برماست و هزاران ضرب المثل و حکایت دیگر که در آنها با نگاهی انتقادی به این گونه رفتار ها و بی تفاوتی های جامعه اشاره می کند.
چیزی شبیه درد!
شاید دردناک باشد اما واقعیت دارد! متاسفانه چندین سال است (طی این 28 سال) که هیچ گاه واکنشی از سران و سیاست کاران کشور مان در قبال مسایلی از این دست (تحریف تاریخ و توهین به ایرانی و تمئن ایران ) را یا ندیده ایم و یا آنقدر کم اثر بوده که نبودش هم فرق زیادی با بودنش نداشته است. متاسفانه علی رغم سر وصداها و واکنش هایی که ایرانیان سرتاسر جهان نسبت به ساخت فیلم 300 از خو نشان دادند، تا کنون هیچ واکنشی را از حاکمان مملکت ندیدیم! که شاید این امر هم طبیعی باشد! بی شک همه ما مسایل پیش آمده اخیردرباره تهدید میراث کهن ایران زمین را به چشم می بینیم و در رسنه های ما نیز تلویحا اشاراتی می کنند! از ماجرای آبگیری سد سیوند و خطر نابودی منطقه تاریخی تنگه بلاغی و آرامگاه کورش کبیر گرفته تا نابودی ارگ علیشاه تبریز ، میدان نقش جهان و خیابان چهار باغ عباسی اصفهان و اخیرا هم دکل های شاخ شده بر سر آرامگاه فردوسی بزرگ. بی شک همه این مسایل ریشه در بی کفایتی و بی خردی حاکمان و نیز بی تفاوتی مردم نسبت به تاراج فرهنگی و تاریخی کشورشان دارد. تاراجی که سال هاست که پی گرفته شده و با سکوت تعمدی برخی از سیاست کارن و تصمیم گیرندگان برای مردم! همراه بوده است.شاید عده ای در داخل کشور (که اتفاقا قدرت هم در دست آنهاست) بدشان نیاید چنین مسایل درباره فرهنگ و تاریخ ایران باستان بوجود آید! نمونه های بسیاری نیز در باره چنین رویکردی از سوی قدرتمندان (حاکمان) ایران موجود است. از واکنش های سران بلند پایه گرفته تا برخوردها و سیاست گذاری هایی که در همین راستا و با صرف هزینه های چشمگیر صورت می گیرد.درست در خاطر داریم که چندسال پیش علی لاریجانی در مقام ریاست رسانه فراگیر ملی (صدا و سیما ) زبان خود گشود و از بی فرهنگی و وحشی گری ایرانیان پیش از اسلام سخن به میان آورد!! چاپ کتاب 12 قرن سکوت ناصر پورپیرار و تحریف تمدن ایران در آن کتاب موهن نیز جای خود دارد. در اوایل انقلاب نیز ، همه آنهایی که بودند، در خاطر دارند که اگر نبودند روشنگران و میهن پرستانی که تمام وجودشان فدای ایران وسربلندی ایرانیان وقف شده بود، حالا همین تخت جمشید را هم نداشتیم که به آن ببالیم و سرمان را بالا بگیریم!مناظره اخیر قرضاوی و هاشمی رفسنجانی را که از شبکه معلوم الحال الجزیره پخش شد در خاطر دارید؟ مناظره ای درباره وحدت امت اسلام و آشتی شیعه و سنی با هم! آنجایی که قرضاوی ایرانیان پیش از اسلام را به آتش پرستی و بی فرهنگی متهم کرد (که چیزی جز این هم از او توقع نبود! چرا که یا نخواسته و یا نتوانسته تاریخ و تمدن ایران را مطالعه کند و ببیند که ایرانیان یکتا پرستی را در سراسر جهان گسترانیدند و…)،هاشمی جز سکوت چیزی نداشت که بگوید!! سکوتی معنی دار که ریشه در ماهیت ضد ایرانی او و بسیاری دیگر چون او دارد. به هیچ وجه نمی خواهم چهره یک ناسیونالیسم افراط گرا را به خود بگیرم و یا اینکه با بزرگنمایی یک موضوع، یک جانبه و بی منطق به نقد جریانی دیگر بپردازم، نه چنین نیست . فقط اوضاع کنونی ایران در جهان امروز و تحولاتی که در پی خواهد آمد و نیز نحوه مواجه مردم و حکومت با این قضایا بسیار نگران کننده است و موجبات نگرانی تک تک هموطنان (آنهایی که دغدغه ایران را دارند)را به همراه داشته.شاید نگاه به سیاست گذاری های کلان فرهنگی در داخل کشور به خصوص در این دوساله اخیر گویای این موضوع هست که جریانی در پی نابودی و به فراموشی سپردن تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایران را دارد و در این راه هم هزینه های هنگفتی را متقبل می شود. مزدوران بسیاری را نیز در همه رده ها (از دکتر گرفته تا یک کارمند دون پایه) به این کار گماشته اند و گاه و بی گاه و مستقیم و یا غیر مستقیم در صدد تحریف تاریخ ایران و ضربه زدن به آن هستند. که دراین بین بی تفاوتی مردم ایران بسیار دردناک تر از هر چیز دیگری جلوه گر می شود. مردمی که دیگر دغدغه فرهنگ ندارند و مردمی که دیگر جمع را به رسمیت نمی شناسند و در پی دست یازیدن به آرزوهای فردی خویش اند و تا آنجا که بتوانند از مصلحت جامعه صرف نظر می کنند و آن را نادیده می گیرند تا خود به منفعتی برسند! آری مردمانی که دیگر دغدغه فرهنگ و از همه مهم تر دغدغه ایران را ندارند. چیزهایی گفتیم و بسیار نگفتیم. فقط غرض ازاین همه حرف و بهانه قرار دادن اکران فیلمی در امریکا و … یک جمله است: بحرانی بس غم انگیز به انتظار مردمان ایران زمین نشسته است و … مردم اما بی تفاوت! سکوت اختیار کرده اند، سکوت…
مارس 15, 2007 در t 6:47 ق.ظ
چرا اينقدر فونت ها به هم ريخته و مطلب رو دچار پراكندگي و نا مفهوم كرده؟!