Archive for the ‘Uncategorized’ Category

گرافيك ايران و چالشي به نام هويت…

آوریل 13, 2007

زير پوست گرافيك با “ساعد مشكي “ 

 تعطيلات نوروز شايد بهانه اي بود تا  بار ديگر ” ساعد مشكي ” ، ‌يكي از گرافيست هاي مطرح  و صاحب سبك ايران به مشهد بيايد و در اين گير و دار عيد ديدني ها(مشكي اصالتي خراساني دارد ) و گشت و گذارهاي بهاري ،‌ دقايقي را هم در جمع گرافيست هاي جوان مشهدي حضور داشته باشد و با آنها از گرافيك بگويد. به خصوص اين كه اين روز ها گرافيك ايران پر سر و صدا شده و حرف و حديث هاي حاشيه آن بسيار.  گرافيك يعني شعر

شايد جالب باشد! فصل و بهار كه همه را ياد گل و بلبل و شعر مي اندازد و چه احساس هايي كه جاري مي شود و ربط آن با حضور گرافيستي كه نگاهي شاعرانه به گرافيك دارد و آثارش همواره پر از احساس هاي شاعرانه است.آن گونه كه خودش هم مي گويد علاقه  وافر-اش به ادبيات و شعر را نمي تواند پنهان كند و به همين خاطر آثار ساعد مشكي را مي توان در زمره ي آثاري فرهنگي و نه تجاري به شمار آورد. طراحي هاي او براي جلد كتاب ها ونيز طراحي  پوستر هاي او مبين اين موضوع هستند و آن چه كه ساعد مشكي در اين سال ها تلاش داشته به مخاطبان ارائه دهد بيشتر تاكيد بر جنبه هاي فرهنگي طراحي گرافيك بوده است. اما گذشته از اين ها حضور ساعد مشكي در مشهد فرصتي بود تا درباره ي گرافيك امروز ايران و نقد هايي كه به آن وارد است بيشتر صحبت شود. به خصوص اينكه گرافيك ايران كم كم در آستانه برگزاري نهمين دوسالانه اش قرارگرفته و آن طور كه برنامه ريزي كرده اند خرداد ماه برگزارخواهد شد. هر چند كه هنوز زمزمه هاي برگزار نشدن اين دوسالانه  معتبر نگراني هايي را هم با خودش به همراه داشته است و اتفاقا ساعد مشكي هم نتوانست اين نگراني را پنهان كند و درباره ي آن نيز نظر هايي داشت… وضعيتي نامعلوم براي تايپو گرافي و…

يكي از موضوعات داغ و جنجالي گرافيك امروز ايران بحث و جدل هايي است كه طراحان گرافيك درباره نوع و نحوه ارايه گرافيك دارند و آنچه كه در اين بين بسيار چالشي  و پر حرف و حديث شده مقوله ي “تايپو گرافي” است. ساعد مشكي در اين باره مي گويد : چرا نسل جوان خودش را در گير ملغمه اي به نام تايپو گرافي كرده است؟ ‌ و براي توضح صحبت هاي اش مثالي هم مي زند كه: يكي از دانشجويان گرافيك نقطه« ن» را در پايين قرار داده بود. يا اينكه مي آيند نقطه هاي خط فارسي را جابه جا مي كنند و يا داخل حفره هاي حروفي مثل «م» ،‌ «ه» را پر مي كنند.وي مي گويد: آيا نبايد دليل آن را هم بدانيم و از همه مهم تر چرا كسي  پاسخي براي توليد اين همه كار يكنواخت و تكراري گرافيست ها ندارد؟اين طراح گرافيست ادامه مي دهد: شايد بتوان گفت كه همين تايپوگرافي  يكي از دلايل اصلي آن باشد  و امروز همه جوان ها عشق كار كردن با آن را دارند. مشكي در عين حال تاكيد مي كند كه : امروزه جايگاه  طراحي حروف  در كشور ما خيلي جدي گرفته نمي شود. البته او دلايل آن را هم بيان مي كند: اين كار (طراحي حروف ) كار بسيار سخت و طاقت فرسا و زمان بر است و نيازمند يك ساپورت روحي و جسمي  است كه بايد از طرف سفارش دهنده است كه متاسفانه انجام نمي شود و پروژه هاي طراحي حروف روي زمين مانده است و هيچ كس جرأت نزديك شدن به آن را ندارد . هر چند كه فرشيد مثقالي با جديت پيگير آن هست و حتا پيشنهاد هايي را هم براي انجمن طراحان گرافيك داده استو قرار است در حاشيه برگزاري دوسالانه ي نهم گرافيك يك همايش با مبحث طراحي حروف برگزار شود كه به نظر من اگز اين امر صورت بگيرد اتفاق جالب و قابل توجهي خواهد بود و باعث مي شود نگاه ها به اين مقوله جدي تر شود. 

چه كنيم براي گرافيك ايراني؟ 

اما ساعد مشكي صحبت هايي را نيز در باره ي گرافيك ايراني داشت. البته بهتر است بگوييم گرافيك با هويت ايراني.مشكي در ابتداي صحبت اين سوال را مطرح مي كند كه : كار ايراني  يعني چه؟ و چرا اين قدر اين موضوع مهم است ؟وي سپس با طرح چند سوال ديگر، اين گونه ادامه مي دهد : آيا لزوما مشخصه يك كار ايراني حتمن بايد استفاده از خط فارسي باشد؟  آيا اگرهر كاري كه خط فارسي  و يا خوشنويسي ايراني در آن استفاده شده باشد حتمن ايراني است؟ و اين ها آيا مشخصه ايراني بودن است؟اين طراح گرافيك پاسخ خود به اين سوالات چالش بر انگيز رابا نقل قول هايي ازاظهارات  ” الخاندرو ماگايانس”(گرافيست مكزيكي ) كه اخيرا در تهران مطرح شده بود عنوان كرد:” اگر خط فارسي را از پوستر هاي  ايراني بگيريم،‌آيا باز هم اين پوستر ها هويت و مشخصه هاي ايراني بودن را دارند؟ آيا مي شود فقط روي خط فارسي تمركز نكرد  و آن را هويت ايراني بودن اثر نپنداشت؟مشكي مي گويد : اين سوالات «ماگايانس» ما را به فكر فرو مي برد ؛ مگر مي شود بدون استفاده از خط فارسي ،‌ايراني كار كرد؟ و اگر شد چگونه و در چه مسيري بايد اين كار را به انجام رسانيد ؟ و آيا اين كار منجر به يك جريان در آينده خواهد شد؟ و يك نكته ي اساسي و مهم؛‌آيا بايد به گذشته رجوع كنيم؟! هنوز خبري نيست  اما همان گونه كه پيش تر هم به آن اشاره شد ،‌ساعد مشكي نگراني هايي درباره ي برگزاري نهمين دوسالانه گرافيك ايران داشت كه عمده آن مربوط به تامين بودجه و هزينه هاي آن است.وي گفت : هنوز بودجه اي كه قراربود به دوسالانه تعلق گيرد دريافت نشده و من هم اميدوارم هر چه زودتر اين امر شكلي عملي به خود گيرد و اگر بودجه نرسد به احتمال 5 درصد، دوسالانه برگزار نمي شود. وي در عين حال نسبت به كيفيت جشنواره و نوع آثار ارسالي  به خصوص در بخش ملي كاملا خوش بين است و معتقد است كه دوسالانه امسال وضعيتي اميدوار كننده دارد.

پیشنهاد سردار برای اقتصاد ایران:این کودک را باید آمپول بزنیم

مارس 24, 2007

مصطفا انتظاری هروی

سردار قالیباف، همان کسی که به وسوسه صدارت، عطای سردوشی های نظامی را به لقایش بخشید اما ناکام انتخابات 84 نام گرفت و پس از آن پسوند « آقای شهردار» را بر پیشوند « سردار » ترجیح داد و پایتخت نشینی شد که گاه و بیگاه دولت اصولگرا را به نیام نقد نوازش می داد، یک روز پس از سخنان رهبری در مشهد، در جمع همشهری هایش لب به سخن گشود.این محمد باقر قالیباف عادت ندارد تا شهر خویش را از یاد ببرد. چنین است که دلخوش به احساس های غیر منسجم ناسیونالیستی شهروندان ایرانی هنوز دل در گروی مشهد دارد و در انتخابات شوراهای سوم نیز شاید به آن اندازه که در مشهد نقش آفرین بود در تهران نبود. « خانه شهید » کلوپ سیاسی این شهردار سیاست مدار شد و به این ترتیب هر از چند گاهی مشهدی ها به سخنان دلنواز سردار سابق گوش می سپردند و آخرین این دید و بازدید های سیاسی آنگاه رخ داد که شب گذشته قالیباف این بار در « بیت الجواد »، در جمع هوادارانش حاضر شد و چونان دیگر سیاست مداران و مدیران ایرانی بیش از آنکه از مسائل اجرایی بگوید از اخلاقیات گفت و تئوری های دینی داد. گویی این طنز تاریخ معاصر ایران است که مدیرانش دلداده تئوری پردازی های غیر قابل رد یا اثبات (بعلت کلی گویی ها) هستند و می پندارند که با موعظه می توان سیاست ورزید.قالیباف که به دعوت فعالین ستادهای انتخاباتی اش که حالا در «مجمع ترویج فرهنگ اسلامی – متفا» نظم یافته اند، سخن می گفت تاکید کرد که با کار امنیتی اقتصاد ما درست نمی شود و سپس بدون نام بردن از دولت احمدی نژاد و تزریق پیاپی پول نفت توسط این دولت به رگ های سست اقتصاد ایران گفت: « اقتصاد ما مثل یک کودک طب کرده است که فکر می کند اگر کمی کیم یا بستنی بخورد از حرارت بدنش کاسته خواهد شد، او هر کس را که بدستش بستنی بدهد دوست خواهد داشت اما این کودک، پدر و مادری دلسوز می خواهد که به او آمپول بزنند و حتی اگر کودک یک هفته هم با آنها قهر کرد، به این قهر به یمن سلامت کودک، بی توجه باشند…» وی بلافاصله پس از این صحبت ها به مساله یارانه بنزین اشاره کرد و دولت و مجلس را به این سبب که بستنی دادن به اقتصاد طب کرده را بر آمپول زدن ترجیح می دهند، مورد نقادی قرار داد.قالیباف همچنین گفت که قصد خروج از عرصه سیاست ورزی را ندارد و تلویحا تحلیل کارشناسان در مورد کاندیداتوری قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری 88 را تایید کرد. وی همچنین از لزوم سرمایه گذاری خارجی در کشور ( بدون اشاره به اینکه این نوع سرمایه گذاری با تنش زدایی خارجی و نه بلبشو سیاسی امکانپذیر است ) سخن گفت و فاصله رشد 2/5 درصدی اقتصاد ایران با پیش فرض 12 درصدی سند چشم انداز 20 ساله را نگران کننده خواند. وی همچنین اذعان داشت: « زیبنده نظام اسلامی نیست که از سالهای ابتدایی دهه 60 که ناگهان رشد جمعیت شتابی نگران کننده پیدا کرد، ابتدا با بحران شیر خشک و پوشک مواجه شد بعد بحران کمبود مدرسه، سپس معضل پشت کنکوری ها و الان هم اشتغال، ازدواج و مسکن! » وی ادامه داد: « مگر ما نباید این ها را مدیریت کنیم؟ آنها که الان دارند از شکستن سد کنکور می گویند که هنر نمی کنند. کنکور دارد بعلت گذشتن سیل جمعیت از آن مرحله اندک اندک از شکل معضل در می آید… الان باید فکری به حال مسکن کرده و در آینده مشکل درمان این نسل که پیر خواهند شد را رفع کنید…» سردار که در جمع حاضرین، 3 تن از شورا نشینان سوم را می دید، در بخش دیگری از صحبت های خود شورای سوم مشهد را از شورای اول و دوم این شهر بهتر خواند و بدون نام بردن از انجمن حجتیه، عنوان داشت: « ما مثل کسانی که می گویند جامعه ایده آل اسلامی هرگز ایجاد نمی شود، پس باید کناری بنشینیم تا مهدی موعود بیاید نیستیم و معتقدیم که باید کاری انجام دهیم… »پیش از سخنان قالیباف نیز سخنرانی به نمایندگی از «مجمع ترویج فرهنگ اسلامی» گفت: « نباید مثل انجمن حجتیه ها که می گویند بروید اطراف کوه های خلج مشهد و همراه با 50 جنی که برای ظهور مهدی دعا می کنند، دست به دعا بردارید، عمل کرد.»دیدار نوروزی سردار وقتی که به پایان رسید، حضار سیاست ورز مشهد در بیت الجواد یکدیگر را در آغوش گرفتند و شاید در همان دیده بوسی ها بود که نام هایی هم برای انتخابات مجلس میان آنها رد و بدل شد. سردار شهردار شده که می گفت: « ما رفتیم در جبهه بمیریم، این شدیم اگر می خواستیم از اول پستی بگیریم چه می شدیم… »، شاید این سوال را در ذهن پاره ای از حضار طرح نمود که با پایان یافتن دوره جنگ برای مردن، حالا در عصر جدال برای بقا باید به جای اسلحه کدامین ابزار بقا را بدست گرفت؟… آیا قدرت می تواند تضمینی برای ماندن باشد؟  

چی شده …؟! خبریه؟

مارس 13, 2007

امروز بیش از هر زمانی نام ایران در صدر اخبار جهان خود نمایی می کند و این موضوع هم خودش مایه مباهات بعضی ها !! که توانسته اند با عملکرد و رفتار و گفتار شان به این مهم دست یابند!به هر حال …از عالم سیاست و سیاست بازی های اخیر هم که بکذریم باز هم نام ایران را در صدر می بینیم اما این بار در هنر  و آن هم در عالم سینما.شاید همه چیز از خبر اکران فیلم سنمایی 300 شروع شد، و باز هم نام ایران را متوجه جهانیان کرد هر چند که ما ایرانی ها را، که همواره به فرهنگ و تاریخ خود می بالیم را  دچار شکی وحشتناک نمود و اکران فیلمی نوشته فرانک میلر(نویسنده ، بازیگر و کارگردان امریکایی) که پیش تر به واسطه کمیک‌استریپ‌هایش شناخته شده است و به کارگردانی ژاک اسنایدر Zack Snyder که هنوز کارگردانی نه چندان مشهور است (که البته با 300 جهانی شد!) شرایط را برای مطرح شدن دوباره نام ایران فراهم ساخت! فیلمی به نام 300اما چه شد که نام ایران مطرح شد؟ آری ،جناب میلر در خیالات خودشان به تاریخ سفر کرده اند و در پی به تصویر کشیدن تاریخ به سراغ ایرانی ها رفت و لشکر کشی سپاهیان خشایار شاه هخامنشی به یونان به روی کاغذ آورد و … نبرد هزاران سرباز ایرانی با 300 نفر از لشکریان یونان آن روزگار.که البته تمام هم و غم جناب نویسنده و کاگردان فیلم در به تصویر کشیدن چهره ای وحشی ، خون ریز  و سفاک از ایرانیان معطوف شده و با استفاده از بهترین امکانات و زیباترین بازیگران (یونانی ها ) و جلوه های ویژه بسیار قدرتمند بهره ها برده تا این وحشی گری و تجاوز گری ایرانیان و البته مقاومت و خردمندی سربازان یونانی را در کمال هنری اش به مخاطب خود نشان دهد.به هر حال ساخت این فیلم  واکران آن بر پرده سینماهای امریکا مورد توجه کارشناسان  و منتقدین هنر هفتم نیز قرار گرفته  که کارشناسان با توجه به خوش ساخت بودن این فیلم استقبال بسیار  خوب مردم از 300 را نیز در پیش بینی های خودشان گنجانده اند. فیلمی که با تحریف کامل تاریخ و البته بدون هیچ مطالعه تاریخی (منتقدین سینما ی امریکا نیز به این نکته ازعان دارند) بدترین چهره از تاریخ ، فرهنگ و مردمان کشوری همچون ایران را به تصویر کشیده است.هر چند که اکران این فیلم با واکنش بسیار شدید ایرانی های سراسر جهان مواجه بود (و هست ) و این واکنش های منفی نسبت به این فیلم فقط محدود به ایرانی ها نشد و حتی یونانی ها نیز به این فیلم و تحریف تاریخ در آن واکنش های متقابلی (نه به شدت ایرانی ها ) از خود نشان داده اند.

خب …حرف ما چیست؟!

از اکران این فیلم و حاشیه های آن که بگذریم با مسئله مهم تری روبرو خواهیم شد که بدون شک ریشه در رفتار ها و برخوردهای سیاست کاران داخل کشور برمی گردد! ضرب المثل های معروفی هست که عملکرد های بد  ما را همواره بر سر ما مردمان بی خیال و بی تفاوت ایران امروز چون پتک فرود می آورد . شاید خودتان می دانید و یا بسیارخوانده و شنیده اید که : از ما ست که برماست و هزاران ضرب المثل و حکایت دیگر که  در آنها  با نگاهی انتقادی به  این گونه رفتار ها و بی تفاوتی های جامعه اشاره می کند.

چیزی شبیه درد!

شاید دردناک باشد اما واقعیت دارد! متاسفانه چندین سال است (طی این 28 سال) که هیچ گاه واکنشی از سران و سیاست کاران کشور مان در قبال مسایلی از این دست (تحریف تاریخ و توهین به ایرانی و تمئن ایران ) را یا ندیده ایم و یا آنقدر کم اثر بوده که نبودش هم فرق زیادی با بودنش نداشته است. متاسفانه علی رغم سر وصداها و واکنش هایی که ایرانیان سرتاسر جهان نسبت به ساخت فیلم 300 از خو نشان دادند، تا کنون هیچ واکنشی را از حاکمان مملکت ندیدیم! که شاید این امر هم طبیعی باشد! بی شک همه ما مسایل پیش آمده اخیردرباره تهدید میراث کهن ایران زمین را به چشم می بینیم و در رسنه های ما نیز تلویحا اشاراتی می کنند! از ماجرای  آبگیری سد سیوند و خطر نابودی منطقه تاریخی تنگه بلاغی و آرامگاه کورش کبیر گرفته تا نابودی ارگ علیشاه تبریز ، میدان نقش جهان و خیابان چهار باغ عباسی اصفهان و اخیرا هم دکل های شاخ شده بر سر آرامگاه فردوسی بزرگ. بی شک همه این مسایل ریشه در بی کفایتی و بی خردی حاکمان و نیز بی تفاوتی مردم نسبت به تاراج فرهنگی  و تاریخی کشورشان دارد. تاراجی که سال هاست که پی گرفته شده و با سکوت تعمدی برخی از سیاست کارن و تصمیم گیرندگان برای مردم! همراه بوده است.شاید عده ای در داخل کشور (که اتفاقا قدرت هم در دست آنهاست) بدشان نیاید چنین مسایل درباره فرهنگ و تاریخ ایران باستان بوجود آید! نمونه های بسیاری نیز در باره چنین رویکردی از سوی قدرتمندان (حاکمان) ایران موجود است. از واکنش های سران بلند پایه گرفته تا برخوردها و سیاست گذاری هایی که در همین راستا و با صرف هزینه های چشمگیر صورت می گیرد.درست در خاطر داریم که چندسال پیش علی لاریجانی در مقام ریاست رسانه فراگیر ملی  (صدا و سیما ) زبان خود  گشود و از بی فرهنگی و وحشی گری ایرانیان پیش از اسلام سخن به میان آورد!! چاپ کتاب 12 قرن سکوت ناصر پورپیرار و تحریف تمدن ایران در آن کتاب موهن نیز جای خود دارد. در اوایل انقلاب نیز ، همه آنهایی که بودند، در خاطر دارند که اگر نبودند روشنگران و میهن پرستانی که تمام وجودشان فدای ایران  وسربلندی ایرانیان وقف شده بود، حالا همین تخت جمشید را هم نداشتیم که به آن ببالیم و سرمان را بالا بگیریم!مناظره اخیر قرضاوی و هاشمی رفسنجانی را که از شبکه معلوم الحال الجزیره پخش شد در خاطر دارید؟ مناظره ای درباره وحدت امت اسلام و آشتی شیعه و سنی با هم! آنجایی که قرضاوی ایرانیان پیش از اسلام را به آتش پرستی و بی فرهنگی متهم کرد (که چیزی جز این هم از او توقع نبود! چرا که یا نخواسته و یا نتوانسته تاریخ و تمدن ایران را مطالعه کند و ببیند که ایرانیان یکتا پرستی را در سراسر جهان گسترانیدند و…)،هاشمی جز سکوت چیزی نداشت که بگوید!! سکوتی معنی دار که ریشه در ماهیت ضد ایرانی او  و بسیاری دیگر چون او دارد. به هیچ وجه نمی خواهم چهره یک  ناسیونالیسم افراط گرا را به خود بگیرم و یا اینکه با بزرگنمایی یک موضوع، یک جانبه و بی منطق به نقد جریانی دیگر بپردازم، نه چنین نیست . فقط اوضاع کنونی ایران در جهان امروز و تحولاتی که در پی خواهد آمد و نیز نحوه مواجه مردم  و حکومت با این قضایا بسیار نگران کننده است و موجبات نگرانی تک تک هموطنان (آنهایی که دغدغه ایران را دارند)را به همراه داشته.شاید نگاه به سیاست گذاری های کلان فرهنگی در داخل کشور  به خصوص در این دوساله اخیر گویای این موضوع هست که جریانی در پی نابودی و به فراموشی سپردن تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایران را دارد و در این راه هم هزینه های هنگفتی را متقبل می شود. مزدوران بسیاری را نیز در همه رده ها (از دکتر گرفته تا یک کارمند دون پایه) به این کار گماشته اند و گاه و بی گاه و مستقیم و یا غیر مستقیم در صدد تحریف تاریخ ایران و ضربه زدن به آن هستند. که دراین بین بی تفاوتی مردم ایران بسیار دردناک تر از هر چیز دیگری جلوه گر می شود. مردمی که دیگر دغدغه فرهنگ ندارند و مردمی که دیگر جمع را به رسمیت نمی شناسند و در پی دست یازیدن به آرزوهای فردی خویش اند و تا آنجا که بتوانند از مصلحت جامعه صرف نظر می کنند و آن را نادیده می گیرند تا خود به منفعتی برسند! آری مردمانی که دیگر دغدغه فرهنگ و از همه مهم تر دغدغه ایران را ندارند. چیزهایی گفتیم و بسیار نگفتیم. فقط غرض  ازاین همه حرف  و بهانه قرار دادن اکران فیلمی در امریکا و … یک جمله است: بحرانی بس غم انگیز به انتظار مردمان ایران زمین نشسته است و … مردم اما بی تفاوت! سکوت اختیار کرده اند، سکوت… 

  

 

اول هر کار بگو بسم اله

ژانویه 26, 2007

 

دیر وقتی بود که می خواستیم « بریگاد خبر » را راه بیندازیم. اما کار ما شد جهنم مسلمونا یه روز قیر بود قیف نبود، یه روز قیف بود قیر نبود. با بچه ها صحبت کردیم دیدیم تا « فری تلکس » پا به عرصه بگذارد خوبه که کمی مشق کنیم پس فعلن باز جو هستیم تا بعد.بازجو متعلق به بچه های روزنامه نگاری است که در یک پیمان نانوشته قرار گذاشتند قلم فروشی نکنند و از هر دری با هر احوالی که دارند بنویسند و پاش امضا کنند. بریگاد خبری ها حالا : حملللللللله ……

Hello world!

ژانویه 25, 2007

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!